O11

موسیقی در منهاج فردوسیان

7/000 تومان

يکي از گناهاني که زشتي آن ريخته و جزء زندگي روزمرّه‌ي ما شده، نواختن و گوش دادن به موسيقي است. موسيقي همچون خون در رگ‌هاي انسان امروزي، جريان دارد. گويا همه دست به دست هم داده‌اند که گوش بشر تمدن‌زده را از انواع صداهاي موزون مصنوعي، پُر کنند. و انسان، در معرکه‌ي عربده‌ي سازها و ضجّه‌ي خوانندگان، بيچاره مي‌شود.
مصيبت اصلي از آنجا شروع مي‌گردد که عرفا و صوفيه، موسيقي را مايه‌ي تکامل روح مي‌دانند و روانشناسي جديد، موسيقي را آرام‌بخش مي‌شمارد و فرادرماني، موسيقي را موجب التيام دردها و ترميم بافت‌ها معرفي مي‌کند!
اين کتاب، براي بازخواني اين پديده‌ي شوم و فراگير، از منظر وحي، يعني آيات قرآن کريم و روايات شيعه و عامه، نوشته شده است تا جوابي مستدل به آناني باشد که موسيقي عرفاني را ترويج مي‌کنند و آن را راهي براي رسيدن کمال و لطافت روح مي‌شمارند.
بيش از صد سخن از آيات و روايات، در اين مجموعه جمع‌شده که همگي، بر باطل بودن و مضر بودن موسيقي، همداستان هستند.
اگر کسي هنوز مانده باشد که قلبي زنده و جاني آگاه داشته باشد، از خواندن اين کلمات نوراني و سخنان سراسر هدايت، راه را خواهد يافت و گوش و دل خود را از شنيدن موسيقي و آواز، پاک خواهد ساخت.
اين کتاب، شرحي است بر يک قانون از قانون‌هاي نظام تربيتي «منهاج فردوسيان». اين قانون مي‌گويد: «در منهاج فردوسيان، نواختن موسيقي (غنا) و گوش دادن به آن، ممنوع است». به عبارت ديگر: موسيقي مصنوعي مطلقاً‌ ممنوع است؛‌ چه نواختن و چه گوش دادن؛ چه جديد و چه سنتي؛ چه داخلي و چه خارجي؛‌ چه با کلام و چه بي‌کلام؛ چه با ساز شرقي و چه با ساز غربي؛ چه در جشن و چه در عزا؛ چه تکنوازي و چه گروهي؛ چه زنده و چه از وسائل صوتي و تصويري؛ چه عرفاني و چه غير عرفاني؛ چه آرام‌بخش و چه هيجان‌آور؛ چه شاد و چه غمگين؛ چه براي ورزش‌کردن و چه براي استراحت؛ چه براي جنگ و چه براي صلح؛ چه فاخر و چه مبتذل؛ چه براي ايجاد نشاط کاري و چه براي رفع خستگي؛ بالاخره موسيقي مصنوعي، مطلقاً ممنوع است.